بهروز مرادی، در یادداشتی نوشت؛ تابستان 1405 برای صنعت برق ایران، آزمونی متفاوت بود؛ تابستانی که در آن افزایش تقاضای برق، تداوم محدودیتهای ناشی از تحریم، فشار بر تأمین سوخت و آسیبهایی که در جریان جنگ های تحمیلی اخیر به بخشی از زیرساختهای کشور وارد شد، همزمان بر شبکه برق کشور اثر گذاشت. با این حال، صنعت برق در چنین شرایطی تنها به دنبال عبور از یک فصل گرم نبود؛ بلکه تلاش کرد با افزایش آمادگی نیروگاهها، توسعه شبکه، مدیریت مصرف، استفاده بیشتر از ظرفیتهای تجدیدپذیر و بهکارگیری تجربه انباشته متخصصان خود، پایداری شبکه و استمرار خدمترسانی به مردم و بخش تولید را حفظ کند. این تجربه بار دیگر نشان داد که تابآوری صنعت برق، حاصل یک اقدام مقطعی نیست.
به گزارش
نسیم اقتصاد به نقل از پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو(پاون)، بهروز مرادی، در یادداشتی نوشت؛
تابستان 1405 برای صنعت برق ایران، آزمونی متفاوت بود؛ تابستانی که در آن افزایش تقاضای برق، تداوم محدودیتهای ناشی از تحریم، فشار بر تأمین سوخت و آسیبهایی که در جریان جنگ های تحمیلی اخیر به بخشی از زیرساختهای کشور وارد شد، همزمان بر شبکه برق کشور اثر گذاشت. با این حال، صنعت برق در چنین شرایطی تنها به دنبال عبور از یک فصل گرم نبود؛ بلکه تلاش کرد با افزایش آمادگی نیروگاهها، توسعه شبکه، مدیریت مصرف، استفاده بیشتر از ظرفیتهای تجدیدپذیر و بهکارگیری تجربه انباشته متخصصان خود، پایداری شبکه و استمرار خدمترسانی به مردم و بخش تولید را حفظ کند. این تجربه بار دیگر نشان داد که تابآوری صنعت برق، حاصل یک اقدام مقطعی نیست؛ بلکه نتیجه مجموعهای از تصمیمها، سرمایهگذاریها و هماهنگیهایی است که در طول سالها شکل گرفته است. بر اساس آخرین گزارشات صنعت برق ( توانیر)، در تابستان امسال ظرفیت نصبشده نیروگاههای کشور از 101 هزار مگاوات گذشته و تا نیمه مردادماه امسال به حدود 101 هزار و 366 مگاوات رسیده است. این عدد در مقایسه با چند دهه گذشته، تصویر روشنی از مسیر توسعه صنعت برق ایران ارائه میکند. اما نکته مهم این است که امروز مسئله صنعت برق فقط «تولید بیشتر» نیست؛ بلکه «استفاده بهتر از آنچه در اختیار داریم» نیز به همان اندازه اهمیت دارد. توسعه ظرفیت باید در کنار افزایش بهرهوری، استفاده بهینه از ظرفیتهای موجود و مدیریت هوشمند مصرف دنبال شود.
« یک تغییر مهم در صنعت برق»:
در سالهای گذشته هرگاه مصرف برق افزایش پیدا میکرد، نخستین راهحل، افزایش ظرفیت تولید بود. این راه همچنان ضروری است، اما دیگر به تنهایی کافی نیست. در تابستان امسال حداکثر توان تولیدشده کشور به 65 هزار و 818 مگاوات رسید، در حالی که حداکثرتقاضای ثبتشده حدود 75 هزار و 851 مگاوات بود. این فاصله نشان میدهد که برای مدیریت شبکه برق، فقط تعداد نیروگاهها مهم نیست؛ اینکه چه مقدار از ظرفیت نیروگاهها در ساعت اوج مصرف واقعاً در اختیار شبکه قرار میگیرد نیز اهمیت زیادی دارد.
به زبان ساده، ممکن است روی کاغذ بیش از 100 هزار مگاوات نیروگاه داشته باشیم، اما همه این ظرفیت در یک لحظه مشخص قابل استفاده نباشد. محدودیت سوخت، تعمیرات، شرایط آبوهوایی، وضعیت منابع آبی (برای تولید نیروگاه های برقآبی) و محدودیت شبکه انتقال و توزیع میتواند بخشی از ظرفیت را از مدار مؤثر خارج کند. به همین دلیل، صنعت برق به تدریج از «ساخت ظرفیت» به سمت «استفاده بهتر از ظرفیت» در حال حرکت است.
« خبر خوب؛ توسعه متوقف نشده است»:
با وجود همه دشواریها، توسعه صنعت برق ادامه دارد. از ابتدای سال تاکنون نزدیک به 2 هزار مگاوات ظرفیت جدید وارد مدار شده است. نکته مهم این است که تقریباً نیمی از این ظرفیت، یعنی حدود 993 مگاوات، مربوط به نیروگاههای تجدیدپذیر بوده است. این تغییر اهمیت زیادی دارد. انرژی خورشیدی و سایر منابع تجدیدپذیر میتوانند در سالهای آینده بخش مهمی از نیاز کشور به برق را تأمین کنند و وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش دهند. البته نباید انتظار داشت نیروگاه خورشیدی به تنهایی همه مشکلات برق را حل کند. خورشید شبها نمیتابد و تولید آن در طول روز نیز ثابت نیست. بنابراین توسعه نیروگاه های خورشیدی باید همراه با توسعه شبکه، ذخیرهسازی انرژی و مدیریت بهتر مصرف انجام شود. در واقع، آینده برق ایران نه در انتخاب میان نیروگاه حرارتی و تجدیدپذیر، بلکه در ترکیب درست همه منابع است.
« نیروگاههای حرارتی همچنان مهماند»:
در کنار توسعه انرژیهای نو، نیروگاههای حرارتی همچنان ستون اصلی شبکه برق کشور هستند. بنابراین در سالهای آینده، نوسازی نیروگاههای قدیمی، افزایش راندمان و تبدیل واحدهای گازی به سیکل ترکیبی اهمیت زیادی خواهد داشت.گاهی برای افزایش تولید برق، لازم نیست نیروگاه جدیدی ساخته شود. اگر بتوان با سرمایهگذاری مناسب، راندمان یک نیروگاه موجود را افزایش داد، همان نیروگاه میتواند با مصرف سوخت کمتر برق بیشتری تولید کند. این موضوع در شرایطی که کشور با محدودیت منابع گاز و سوخت روبهروست، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
« برق و گاز؛ دو مسئله جدا از هم نیستند»:
یکی از واقعیتهای صنعت برق ایران این است که آینده برق تا حد زیادی به وضعیت گاز کشور نیز وابسته است. طبق آخرین گزارش از صنعت برق، نیروگاههای کشور از ابتدای سال تا نیمه مرداد ماه حدود30 میلیارد مترمکعب گاز طبیعی مصرف کردهاند. در همین مدت مصرف سایر سوخت های مایع نیروگاهی به حدود 5.5 میلیارد لیتر رسیده است. این اعداد نشان میدهد که وقتی تأمین گاز با محدودیت روبهرو میشود، نیروگاهها ناچارند از سوختهای مایع استفاده کنند. بنابراین اگر قرار است مشکل برق در بلندمدت حل شود، باید برق و گاز را در کنار یکدیگر دید و مسئله برق را نمیتوان جدا از مسئله انرژی کشور مدیریت کرد. امنیت برق تا حد زیادی به امنیت سوخت وابسته است و امنیت سوخت نیز به تولید، انتقال، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف انرژی در سایر بخشها ارتباط دارد. به همین دلیل، یکی از الزامات مدیریت آینده صنعت برق، نگاه یکپارچه به برق، گاز، آب و سوخت است.
«یک نیروگاه بزرگ دیگر؛ نیروگاه مدیریت مصرف! »:
در سالهای اخیر بیشتر درباره توسعه نیروگاهها بحث شده است، اما یک «نیروگاه» بزرگ دیگر هم وجود دارد که هزینه ساخت ندارد: صرفهجویی و مدیریت مصرف. تا پایان تیرماه امسال سهم مصرف برق در بخش خانگی به حدود 32.8 درصد رسیده که 2.4 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش نشان می دهد. در این مدت سهم صنعت از مصرف برق تولید شده 35.5% ، سهم بخش کشاورزی 13.3 % و سایر مصارف ( عمومی، تجاری و معابر) حدود 18.4 % شده است. این آمار نشان میدهد که رفتار مصرفکنندگان و برنامههای مدیریت بار، بیش از گذشته بر شبکه اثر گذار می باشد.
اگر استفاده از لوازم خانگی برقی به خصوص وسایل سرمایشی، فعالیت صنایع، ساختمانهای اداری، کشاورزی و سایر مصرفکنندگان بتوانند بخشی از مصرف خود را از ساعات اوج مصرف در شبکه به ساعات کممصرف منتقل کنند، میتوان بدون ساخت یک نیروگاه جدید نیز بخشی از فشار حداکثری به شبکه برق را کاهش داد. کنتورهای هوشمند، تعرفههای زمانمند، مدیریت مصرف صنایع و مشارکت مردم میتواند در آینده نیز بخشی از راهحل ناترازی برق کشور باشد. هدف مدیریت مصرف نیز نباید خاموشی یا کاهش تولید باشد؛ هدف این است که برق درست، در زمان درست و با کمترین هزینه مصرف شود.
«شبکه برق باید برای روزهای سختتر آماده باشد»:
شرایط امروز کشور یک درس مهم دیگر نیز برای صنعت برق دارد: شبکه باید فقط برای روزهای عادی آماده نباشد. تحریمهای طولانیمدت، دشواری تأمین برخی تجهیزات، حوادث طبیعی، خشکسالی، گرمای شدید و آسیب به بخشی از زیرساختها در جریان جنگ های تحمیلی اخیر، اهمیت «تابآوری» را بیش از گذشته نشان داده است. تابآوری یعنی اگر بخشی از شبکه دچار مشکل شد، کل سیستم متوقف نشود و بتوان در کوتاهترین زمان ممکن آن را به شرایط عادی برگرداند. برای رسیدن به این هدف، فقط نیروگاه جدید لازم نیست؛ خطوط انتقال، پستها، شبکه توزیع، تجهیزات ذخیره، تولید پراکنده، امنیت سایبری و فیزیکی و حتی ذخایر راهبردی تجهیزات نیز اهمیت دارند. از این منظر، افزایش ظرفیت شبکه انتقال و فوقتوزیع در سال جاری و اجرای پروژههای حیاتی عبور از شرایط حداکثری تقاضا، بخشی از همین مسیر است.
« نگاه به آینده »:
صنعت برق ایران امروز در یک نقطه مهم قرار گرفته است. از یک طرف، تقاضای برق همچنان در حال افزایش است و از طرف دیگر، منابع مالی، سوخت، آب و تجهیزات با محدودیتهایی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان فقط با یک نسخه به سراغ مسئله رفت. یک بخش از راهحل، ساخت نیروگاههای جدید است؛ بخشی دیگر، افزایش راندمان نیروگاههای موجود. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، تقویت شبکه انتقال و توزیع، ذخیرهسازی انرژی، مدیریت مصرف و اصلاح اقتصاد برق نیز هر کدام بخشی از این جدول معما هستند.
مهمتر از همه اینکه این اقدامات باید در کنار هم دیده شوند. ممکن است در یک منطقه ساخت نیروگاه بهترین تصمیم باشد، در منطقهای دیگر توسعه شبکه و در نقطهای مدیریت مصرف. در جایی ارتقای راندمان نیروگاه موجود میتواند اقتصادیتر باشد و در نقطهای دیگر، یک نیروگاه خورشیدی همراه با ذخیرهساز. این همان نگاه جدیدی است که صنعت برق به آن نیاز دارد؛ به جای اینکه هر مسئله را جداگانه حل کنیم، کل شبکه انرژی کشور را به عنوان یک سیستم واحد ببینیم.
« امید به آینده »:
صنعت برق ایران امروز با مسائل دشواری روبهروست؛ با همه مشکلات، تصویر صنعت برق ایران فقط تصویر ناترازی نیست. اما نگاه به این مسائل نباید ما را از ظرفیتهای بزرگی که در اختیار داریم غافل کند. کشور امروز بیش از 100 هزار مگاوات ظرفیت نصبشده، دهها هزار کیلومتر شبکه انتقال و فوقتوزیع، میلیونها مشترک و مجموعه بزرگی از متخصصان و نیروهای فنی را در اختیار دارد. در همین شرایط دشوار نیز ظرفیت جدید وارد مدار میشود، توسعه تجدیدپذیرها با سرعت بیشتری دنبال میشود و طرحهای مهم شبکه در حال اجراست. بنابراین شاید بهتر باشد به جای اینکه آینده صنعت برق را فقط با فاصله میان تولید و مصرف امروز بسنجیم، به مسیر پیش رو نیز نگاه کنیم. مسیر آینده، مسیر ساختن نیروگاه بیشتر در کنار مصرف هوشمندتر، شبکه قویتر، سوخت مطمئنتر، انرژی پاکتر و زیرساخت تابآورتر است.
تابستان 1405 برای صنعت برق آزمون دشواری بود؛ اما همین آزمون میتواند فرصتی برای اصلاح نگاهها و ساختن آیندهای مطمئنتر باشد. برق ایران برای عبور از این دوره، بیش از هر چیز به تصمیمهای دقیق، سرمایهگذاری هوشمند، همکاری همه بخشهای کشور و اعتماد به توان داخلی نیاز دارد. و شاید مهمترین نکته این باشد که صنعت برق ایران، با وجود همه فشارها، همچنان در حال توسعه است؛ نه ایستاده در برابر بحران، بلکه در حال یادگیری، سازگار شدن و حرکت به سوی شبکهای هوشمندتر و تابآورتر.
نظرات شما