ابزار‌های مبتنی بر طلا لزوماً تقاضای پوشش ریسک را از بین نمی‌برند، بلکه شیوه پاسخ سرمایه‌گذاران به این تقاضا را تغییر می‌دهند.

به گزارش نسیم اقتصاد به نقل از ایبنا، بازار طلا و ارز به‌دلیل کارکرد مشابه در حفظ ارزش دارایی، ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. در این میان، انتشار اوراق سلف سکه طلا از سوی بانک مرکزی می‌تواند بخشی از تقاضای موجود در بازار ارز را به سمت یک ابزار رسمی و قابل رصد هدایت کند؛ با این حال، پرسش مهم این است که آیا جابه‌جایی تقاضا از ارز به طلا می‌تواند به تخصیص بهتر منابع در اقتصاد نیز منجر شود؟

پیام افضلی، کارشناس بازار‌های مالی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایبنا معتقد است: ابزار‌های مبتنی بر طلا لزوماً تقاضای پوشش ریسک را از بین نمی‌برند، بلکه شیوه پاسخ سرمایه‌گذاران به این تقاضا را تغییر می‌دهند. به گفته وی، اوراق سلف سکه و سایر ابزار‌های مالی طلا به سرمایه‌گذار اجازه می‌دهند برای حفظ ارزش دارایی خود، به جای خرید و نگهداری سکه فیزیکی یا ارز، از یک ابزار رسمی و شفاف استفاده کند.

افضلی توسعه صندوق‌های طلا و اوراق سلف سکه را از این منظر نوعی «مالی‌سازی» تقاضای طلا می‌داند؛ یعنی بخشی از تقاضایی که پیش‌تر در بازار نقدی پاسخ داده می‌شد، به ابزار‌های مالی منتقل می‌شود. به اعتقاد وی، این ابزار‌ها علاوه بر افزایش شفافیت معاملات، در صورت فراهم شدن امکان وثیقه‌گذاری، می‌توانند بخشی از دارایی‌های سرمایه‌گذاران را دوباره وارد چرخه تأمین مالی کنند.

در مقابل، امیراحمد ذوالفقاری، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع)، با اشاره به وابستگی بالای قیمت طلا در ایران به نرخ ارز، می‌گوید طلا و ارز تا حد زیادی همسو با یکدیگر حرکت می‌کنند و از این منظر، بیشتر جانشین یکدیگرند تا مکمل. به گفته وی، اگرچه قیمت جهانی اونس نیز بر بازار طلا اثرگذار است، اما بخش مهمی از ریسک بازار طلای ایران از نوسانات نرخ ارز ناشی می‌شود.

اوراق سلف سکه؛ آیا تقاضای دلار به سمت طلا می‌رود؟

ذوالفقاری معتقد است همین رابطه جانشینی می‌تواند زمینه اثرگذاری اوراق سلف سکه بر بازار ارز را فراهم کند. به گفته وی، در کوتاه‌مدت این ابزار می‌تواند بخشی از تقاضای موجود در بازار ارز را به سمت طلا هدایت کند و از فشار تقاضا در بازار ارز بکاهد.

با این حال، افضلی معتقد است نباید اثر این ابزار‌ها را صرفاً با میزان جابه‌جایی نقدینگی میان دو بازار سنجید. از نگاه او، مسئله مهم‌تر این است که سرمایه‌گذار همچنان می‌تواند نیاز خود به پوشش ریسک را از طریق یک ابزار رسمی پاسخ دهد، بدون آنکه الزاماً به بازار نقدی ارز یا طلای فیزیکی وارد شود.

مسیر بعدی نقدینگی؛ بازار طلا یا بخش مولد؟

در اینجا، ذوالفقاری بر یک ملاحظه مهم‌تر تأکید می‌کند: طلا و ارز هر دو بازار دارایی هستند و مستقیماً تولیدکننده ثروت و ظرفیت تولیدی جدید نیستند.

به گفته وی، اگر نقدینگی تنها از بازار ارز به بازار طلا منتقل شود، ممکن است فشار تقاضا در بازار ارز کاهش یابد، اما لزوماً منابع بیشتری به بخش واقعی اقتصاد نمی‌رسد. از این منظر، بخش مولد اقتصاد همچنان با نیاز به سرمایه در گردش مواجه است و انتقال سرمایه میان بازار‌های غیرمولد به‌تنهایی این مشکل را حل نمی‌کند.

ذوالفقاری همچنین با اشاره به بازار خرید و فروش آنلاین طلا، بر اهمیت تنظیم‌گری و نظارت تأکید دارد و معتقد است در شرایط التهاب اقتصادی، هرگونه ضعف نظارتی در این بازار‌ها می‌تواند پیامد‌های گسترده‌تری داشته باشد.

در نهایت، هر دو دیدگاه بر ظرفیت ابزار‌های مبتنی بر طلا برای تغییر رفتار سرمایه‌گذاران تأکید دارند، اما در ارزیابی پیامد‌های آن تفاوت‌هایی وجود دارد. افضلی بر شفافیت، مالی‌سازی تقاضای طلا و امکان استفاده از دارایی‌های مالی برای تأمین مالی تأکید می‌کند و ذوالفقاری، در مقابل، مقصد نهایی نقدینگی و لزوم هدایت منابع به سمت بخش مولد اقتصاد را برجسته می‌داند.

بنابراین، اوراق سلف سکه می‌تواند در کوتاه‌مدت یکی از ابزار‌های مدیریت تقاضا در بازار ارز باشد، اما اثر پایدار آن بر اقتصاد به عواملی فراتر از خود ابزار وابسته است. کاهش تقاضای ارز تنها یک بخش از مسئله است؛ مسئله مهم‌تر این است که نقدینگی پس از خروج از بازار ارز، در نهایت به کدام بخش از اقتصاد وارد شود.


لینک کوتاه
اوراق سلف سکه سرمایه‌گذاران