خبری برای شهروندان تهرانی؛ این خیابانها...
رئیس پلیس راهور تهران بزرگ از اجرای طرح تمهیدات انتظامی-ترافیکی ویژه...20 مرداد 1405

بانک مرکزی با محدود کردن تقسیم بخشی از سودهای تسعیر، تلاش میکند از خروج منابع، تضعیف سرمایه و تشدید ناترازی بانکها جلوگیری کند؛ سیاستی که اگرچه ارتباط این سیاست با تورم مستقیم نیست. یعنی نمیتوان گفت محدود کردن سود تسعیر، بهتنهایی باعث کاهش تورم میشود.، اما به انضباط پولی کمک میکند.
به گزارش نسیم اقتصاد به نقل از ایبنا، وقتی از مهار تورم حرف میزنیم، معمولاً ذهنها به نرخ سود، بازار ارز، عملیات بازار باز و کنترل نقدینگی میرود؛ اما بخش مهمی از ماجرا در جایی اتفاق میافتد که کمتر دیده میشود: ترازنامه بانکها.
بانک سالم باید دارایی باکیفیت، سرمایه کافی و نقدینگی مناسب داشته باشد. اگر بانکی سودی را شناسایی و بین سهامداران تقسیم کند که هنوز به پول نقد تبدیل نشده، ممکن است در ظاهر سودآور باشد، اما در عمل بخشی از منابع و سرمایه خود را از دست بدهد. اگر چنین بانکی با کمبود نقدینگی یا ناترازی هم روبهرو باشد، نیازش به بازار بینبانکی یا حتی منابع بانک مرکزی بیشتر میشود. از همین مسیر، یک مسئله ظاهراً حسابداری میتواند به مسئلهای بانکی و در نهایت پولی تبدیل شود.
با افزایش نرخ ارز، ارزش ریالی داراییها و مطالبات ارزی بانکها بالا میرود و بانک میتواند از این محل «سود تسعیر» شناسایی کند. اما سود حسابداری الزاماً به معنای ورود پول نقد به بانک نیست. مثلاً اگر بانکی از یک شرکت 100 میلیون یورو طلب داشته باشد و نرخ ارز بالا برود، ارزش ریالی این طلب در صورتهای مالی بیشتر میشود. اما تا زمانی که این 100 میلیون یورو وصول نشده، پولی وارد بانک نشده است.
مشکل از جایی شروع میشود که بانک همین سود غیرنقدی را مانند یک درآمد قطعی میان سهامداران تقسیم کند. در این حالت، پول نقد واقعی از بانک خارج میشود، در حالی که داراییای که مبنای ایجاد سود بوده هنوز به نقد تبدیل نشده است.
به همین دلیل، بانک مرکزی در بخشنامه شماره 05/21416 مورخ 13 اردیبهشت 1405، نحوه تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی مؤسسات اعتباری برای صورتهای مالی سال 1404 را مشخص کرده و در مواردی قابلیت تقسیم سودهای ناشی از تسعیر را محدود کرده است. این سیاست البته بهمعنای حذف سود یا انکار دارایی بانک نیست؛ بلکه میان «سود حسابداری» و «سود قابل اتکا و قابل تقسیم» تفاوت میگذارد.
ارتباط این سیاست با تورم مستقیم نیست. یعنی نمیتوان گفت محدود کردن سود تسعیر، بهتنهایی باعث کاهش تورم میشود. اما یک زنجیره مهم میان این موضوع و سیاست پولی وجود دارد. اگر سودی که هنوز به پول نقد تبدیل نشده میان سهامداران تقسیم شود، نقدینگی یا سرمایه بانک کاهش پیدا میکند. این مسئله میتواند ناترازی بانک را تشدید کند و نیاز آن به تأمین منابع از بازار بینبانکی یا در برخی موارد بانک مرکزی را افزایش دهد. افزایش وابستگی بانکها به منابع بیرونی نیز در صورت تداوم میتواند کنترل نقدینگی و متغیرهای پولی را دشوارتر کند.
بنابراین، بانک مرکزی تلاش میکند پیش از آنکه ضعف ترازنامه یک بانک به مشکل نقدینگی و ناترازی تبدیل شود، بخشی از این ریسک را مهار کند.
این رویکرد با سیاست کنترل مقداری ترازنامه نیز هماهنگ است. در اصلاحیه مصوب 31 شهریور 1404، بانک مرکزی رشد نقدینگی هدفگذاریشده را به حدود مجاز فعالیت بانکها مرتبط کرده و شاخصهایی مانند کفایت سرمایه، اضافهبرداشت و مطالبات غیرجاری را در ارزیابی سلامت بانکها در نظر گرفته است.
به زبان ساده، بانک مرکزی میگوید رشد ترازنامه بانک باید با سرمایه، نقدینگی و کیفیت داراییهای آن متناسب باشد.
اهمیت این موضوع را میتوان در صورتهای مالی بانکها دید. در بانک تجارت، سود خالص اولیه و حسابرسینشده سال 1404 حدود 25.434 همت اعلام شده بود. اما در فرآیند حسابرسی: حدود 9.934 همت بابت برگشت سود تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی عملیاتی از سود اولیه کسر شد. حدود 2.022 همت نیز بابت ذخیره مطالبات مشکوکالوصول مرتبط با سپردههای ارزی محدودشده در نظر گرفته شد. در مقابل، حدود 0.996 همت سود سهام و حدود 2.192 همت اثر مالیاتی به سود اضافه شد. در نهایت سود خالص حسابرسیشده بانک تجارت به حدود 16.666 همت رسید؛ یعنی سود نهایی حدود 8.768 همت کمتر از رقم اولیه شد. نکته مهم این است که رقم 9.934 همت برگشت سود تسعیر، با کل کاهش 8.768 همتی سود بانک یکی نیست. این دو رقم نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.
گزارش بانک تجارت همچنین نشان میدهد اصل بدهی شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران به میزان 920 میلیون یورو و اصل بدهی شرکت مادر تخصصی تولید نیروی برق حرارتی به میزان یک میلیارد یورو مورد تأیید قرار گرفته و موضوع تعیین تکلیف و تسویه آنها در جریان بوده است. بنابراین، مسئله اصلی وجود یا عدم وجود طلب نیست؛ بلکه زمان و کیفیت وصول آن است.
در بانک صادرات نیز اثر موضوع قابل توجه است. طبق گزارش حسابرس مستقل بانک برای سال مالی 1404، حدود 736 هزار و 148 میلیارد ریال، معادل 73.6 همت سود تسعیر مربوط به مطالبات ارزی امهالی، غیرجاری و سایر مطالبات شناسایی شده بود که حسابرس اصلاح آن را ضروری دانسته است.
در صورت اعمال این اصلاح، مانده تسهیلات و مطالبات از اشخاص غیردولتی حدود 70.3 همت و سایر دریافتنیها حدود 3.3 همت کاهش مییافت. این ارقام نشان میدهد نحوه تسعیر مطالبات ارزی میتواند تأثیر بسیار بزرگی بر سود و ارزش داراییهای گزارششده بانکها داشته باشد.
بانک مرکزی برای مطالبات ارزی قدیمی و محدودشده نیز رویکرد احتیاطی در نظر گرفته است.
بر اساس این قواعد، اگر از سررسید اولیه یک مطالبه ارزی امهالی حداقل 5 سال گذشته باشد و جریان نقدی وصولشده بابت اصل آن به حداقل 20 درصد نرسیده باشد، به ازای هر سال سپریشده از سررسید، 5 درصد و حداکثر تا 50 درصد مطالبه از شمول تسعیر خارج میشود.
منطق این قاعده ساده است: اگر بانکی سالهاست یک طلب ارزی را وصول نکرده، صرف افزایش نرخ ارز نباید باعث شود هر سال سود جدید و قابل اتکایی روی همان طلب شناسایی کند.
در پستبانک نیز حسابرس درباره 1.245 میلیارد ریال، معادل حدود 0.125 همت، تفاوت تسعیر داراییهای پولی ارزی محدودشده مربوط به سالهای گذشته اظهارنظر کرده است. اما نمونه بانک خاورمیانه شاید روشنترین مثال برای تفاوت «سود شناساییشده» و «سود قابل تقسیم» باشد.
طبق گزارش تفسیری سال 1404، حدود 4.590 همت سود تسعیر غیرقابل تقسیم در این بانک وجود داشته است. این مبلغ از سود انباشته قابل تقسیم کسر شده و در نهایت حداکثر سود قابل تقسیم بانک حدود 6.119 همت اعلام شده است.
یعنی ممکن است یک بانک طبق قواعد حسابداری سودی را در صورتهای مالی شناسایی کند، اما همه آن سود اجازه توزیع میان سهامداران را نداشته باشد؛ چون بخشی از آن هنوز پشتوانه نقدی کافی ندارد یا برای تقویت سرمایه بانک باید در خود بانک باقی بماند.
در بانک خاورمیانه، نسبت کفایت سرمایه از 14.4 درصد در پایان 1403 به 13.3 درصد در پایان 1404 کاهش یافته است. خود بانک بخش عمده این کاهش را به افزایش داراییهای موزونشده به ریسک در نتیجه رشد نرخ تسعیر نسبت داده است.
این نکته مهم است: افزایش نرخ ارز ممکن است از یک طرف ارزش ریالی داراییهای ارزی و سود حسابداری بانک را بالا ببرد، اما از طرف دیگر اندازه داراییهای موزونشده به ریسک را نیز افزایش دهد و در نتیجه بانک به سرمایه بیشتری نیاز پیدا کند.
پس اگر بانک تمام سود تسعیر را میان سهامداران تقسیم کند، ممکن است همزمان که سود اسمیاش افزایش یافته، با نیاز سرمایهای بیشتری هم مواجه شده باشد.
در واقع، تصمیم بانک مرکزی را نباید یک اقدام مستقیم ضدتورمی مانند افزایش نرخ سود یا عملیات بازار باز دانست. اثر اصلی این سیاست، محافظت از کیفیت سود و سرمایه بانکهاست.
اما این اقدام میتواند بهصورت غیرمستقیم به مهار تورم کمک کند؛ چون هرچه بانکها سرمایه و نقدینگی سالمتری داشته باشند، احتمال ناترازی و نیاز آنها به منابع اضطراری کمتر میشود.
بانک مرکزی در مقررات کنترل ترازنامه نیز همین منطق را دنبال کرده است: رشد فعالیت بانک باید با سرمایه و کیفیت داراییهایش متناسب باشد و بانکهایی که با مشکلاتی مانند اضافهبرداشت، مطالبات غیرجاری یا ضعف سرمایه مواجهاند، با محدودیتهای بیشتری روبهرو شوند.
محدود کردن تقسیم سود تسعیر ممکن است در کوتاهمدت به معنای سود نقدی کمتر برای سهامدار باشد، اما اگر این سود پشتوانه نقدی نداشته باشد، تقسیم آن میتواند در آینده هزینه بیشتری برای خود بانک و سهامدار ایجاد کند.
وقتی سود غیرنقدی در بانک باقی میماند، منابع بیشتری برای تقویت سرمایه و جذب زیان وجود دارد. وقتی مطالبات با احتیاط بیشتری ارزشگذاری میشوند، تصویر واقعیتری از وضعیت بانک به دست میآید و وقتی بانک سرمایه و نقدینگی مناسبتری دارد، احتمال وابستگی آن به منابع بیرونی و بانک مرکزی کاهش پیدا میکند.
بنابراین، تصمیم بانک مرکزی درباره تسعیر ارز را بهتر است در چارچوب سلامت ترازنامه و انضباط پولی دید؛ نه بهعنوان یک ابزار مستقیم برای پایین آوردن تورم.
در یک اقتصاد بانکمحور، بخشی از مهار تورم از داخل خود بانکها آغاز میشود. بانکی که سود واقعیتری گزارش میکند، مطالبات خود را محتاطانهتر ارزیابی میکند، سرمایه کافی نگه میدارد و منابع نقدی خود را بر اساس سودهای هنوز محققنشده توزیع نمیکند، کمتر در معرض ناترازی قرار میگیرد.
در نهایت، پیام اصلی سیاست بانک مرکزی ساده است: بالا رفتن ارزش یک دارایی روی کاغذ، لزوماً به معنای پولدار شدن بانک نیست. تا وقتی یک دارایی به پول نقد قابل استفاده تبدیل نشده، نباید تمام افزایش ارزش آن را سود قابل تقسیم تلقی کرد.
این تفاوت شاید در نگاه اول یک موضوع حسابداری به نظر برسد، اما در شبکه بانکی میتواند به موضوعی درباره سرمایه، نقدینگی، ناترازی و در نهایت انضباط پولی تبدیل شود.
با توسعه کمی و تنوع ابزاری، تامین مالی بنگاههای اقتصادی از طریق ابزارهای تامین مالی... 18 مرداد 1405
رئیسکل بانک مرکزی از آرایش جنگی بانک مرکزی و اقدامات این بانک برای مدیریت تبعات جنگ،... 17 مرداد 1405
گزارشهای منتشر شده از نرخ تورم تیرماه نشان میدهد برای اولین بار در بیست ماه گذشته... 11 مرداد 1405
دستیار رئیسکل بانک مرکزی در امور ارزی با اشاره به آثار اصلاحات ارزی، از افزایش بازگشت... 7 مرداد 1405
بانک مرکزی با هدف تسهیل واگذاری داراییهای مازاد شبکه بانکی، دستورالعمل جدیدی را برای... 6 مرداد 1405
رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس گفت: هرچه بتوانیم کسری بودجه را از مسیرهای... 31 تیر 1405
در جریان واردات کالا به کشور، بانک مرکزی صرفا تخصیص دهنده ارز است و کوچکترین نقش و دخل و... 22 تیر 1405
نسخه جدید «دستورالعمل تسهیلات و تعهدات کلان مؤسسات اعتباری» را باید یکی از گامهای مهم... 20 تیر 1405
نظرات شما